روایتی بصری از زندگی علمی، انقلابی،
سیاسی و فکری
شهید آیتالله العظمی
سید علی خامنهای
متولد 29 فروردین 1318 در شهر مقدس مشهد در خانوادهای محترم و اهل علم و دیانت
پدر ایشان، آیتالله سید جواد خامنهای، تأثیر عمیقی بر تربیت معنوی و فکری ایشان داشت.
آلمان، آمریکا، اسپانیا، انگلستان و فرانسه با چالش هایی روبرو بودند که زمینه ساز جنگ جهانی دوم شد.
چهار سال از تظاهرات خونین در اعتراض به کشف حجاب و ماجرای مسجد گوهر شاد می گذشت. آیت الله حسین طباطبایی در مخالفت با قانون کشف حجاب به تهران رفت اما زندانی و سپس به عراق تبعید شد.
حضور سید علی خامنه ای در مکتب خانه
در چهار سالگی، او به همراه برادر بزرگترش به یک مکتبخانه سنتی فرستاده شد. او فضای مکتبخانه را دوست نداشت؛ زیرا هنوز کودک بود و صبر و آمادگی لازم برای درسهای سخت آنجا را نداشت.
روس ها حدود چهار سال در مشهد بودند.روزگار بدون رضا خان شیرین تر بود و مردم تشنه مراسم مذهبی بودند.حضور روس ها در مشهد حزب توده را تقویت کرد.
حضور سید علی در دبستان
او در کلاس اول
دبستان دیانتی ثبتنام کرد؛ مدرسهای که
فضایی عمیقاً مذهبی و دینی داشت. او با
علاقه و اشتیاق فراوان به تحصیل پرداخت
ایشان در خاطرات خود میفرمایند:
«اولین روزی که ما را به دبستان بردند،
روز بسیار شیرین و خاطرهانگیزی بود.
با شادی بازی میکردیم و آن روز سرشار
از هیجان و خوشحالی بود. آقای تدیّن،
ناظم مدرسه نیز انسانی مهربان بود
.در سالهای پایانی دورهٔ دبستان، علاقهای
عمیق به ادبیات در او شکل گرفت و بعدها
با رمانها نیز آشنا شد. او در کتابخانهٔ
آستان قدس رضوی غرقِ مطالعه میشد و
بیش از هزار رمان را مطالعه کرد؛ از جمله
آثار رومن رولان و رمان «جنگ و صلح»
اثر لئو تولستوی.
سالهای دهه 1320ایران شاهد هرج و مرج بود .محمد رضا پسر رضا خان شاه شده بود و چندان بر امور مسلط نبود. روحانیون اکنون در پی احیای حوزه بودند.
روحانیونی چون حاج روح الله خمینی از جواب دادن به سخنان ضذ دین غافل نبودند.
پس از رحلت آیت الله حائری، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی مرجع شیعه بود. پس او وی آیت الله قمی به مرجعیت رسیدو پس از درگشذت وی در سال 1325 مرجعیت آیت الله بروجردی گسترش یافت.
آغاز رسمی طلبگی سید علی در حوزه مشهد
اولین سال طلبگی را در مدرسه دینی سلیمان خان زیر نظر آیت الله میرزا احمد کفایی گزراند.شاگرد پدر نیز بود.شیفته مطالعه بود و در حوزه ادبیات نیز مطالعات زیادی داشت.
نهضت ملی شدن صنعت نفت با اتحاد دکتر مصدق، آیت الله کاشانی، و گروه هایی مانند فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی در 24 اسفند ماه 1329 به ثمر رسید
سپهبد رزم آرا، نخست وزیر، در اسفند ۱۳۲۹ در مسجد شاه به وسیله خلیل طهماسبی عضو جمعیت فدائیان اسلام به قتل رسید
دکتر مصدق در ۷ اردیبهشت ۱۳۳۰ هجری شمسی نخست وزیر شد.
دیدار با نواب صفوی
نواب یک ماه قبل از کودتای 1332 به مشهد و مدرسه سلیمان خان آمد.سید علی او را دید و شیفته سخنرانی و شعارهای او شد.و از همان جا به طور جدی به مسائل مبارزاتی علاقه مند شد
آیت الله خامنه ای در خاطرات خود می گوید:نواب با شعار شروع به حرف زدن می کردو همین طور پر کوب و شعاری صحبت می کرد.بنا کرده بود از شاه و انگلیس بدگویی کردن.
بعد از ملی شدن نفت و نخست وزیر شدن مصدق، بین آیت الله کاشانی، دکتر مصدق و فدائیان اسلام اختلافاتی رخ داد .مصدق اخطار کاشانی درباره احتمال کودتا را نپذیرفت وآمریکا بعد از خروج شاه از کشور، از فرصت استفاده کرد و کودتای 25 مرداد را اجرا کرد که موفق نبود و بالاخره در 28 مرداد کودتا پیروز شد و شاه به ایران بازگشت.
در سال ۱۳۳۴ هجری شمسی، در سن 17 سالگی در درس خارج فقه و اصول آیتالله سید محمدهادی میلانی شرکت کرد و از محضر علمی ایشان بهرهمند شد.
درس آیت الله میلانی برایش تازگی داشت و نظرات جدید او جذبش می کرد و دو سال و نیم درس خارج فقه را فرا گرفت.
اولین شعر در سال 1334 یا 1335 سرود.
پس از ترور نا موفق حسین علاء در اول آذر 1334 ، نواب بازداشت شد و همراه مظفر ذوالقدر، خلیل طهماسبی و محمد واحدی در دی ماه 1334 اعدام شد.
خبر اعدام نواب صفوی سید علی و طلبه های مدرسه نواب را به خشم آورد.
در این دوره او در چند انجمن ادبی هم شرکت می کرد. درانجمن ادبی نگارنده هم شعر گوش می داد و هم نقد می کرد.
دوستی با طلبه های شعر دوست مانند محمد رضا حکیمی، محمد رضا شفیعی کدکنی و ذبیح الله صفا مربوط به همین انجمن است.
در انجمن ادبی فرخ نیز کسانی چون شیخ آقا بزرگ تهرانی، عبدالحسین زرین کوب، محمد حسین شهریار، ایرج افشار، امیری فیروز کوهی و ملک الشعرا بهار و اخوان ثالت رفت و آمد داشند
دیدار از حوزه علمیه قم
در سال 1336 سید علی خامنه ای همراه مادر، برادر کوچک محمد حسن و چند تن دیگر به عراق رفتند.در مسیر رفتن به نجف چند روز در قم ماندند.
سالها پیش نام حاج آقا روح الله را شنیده بود.سری به درس خارج حاج آقا زد. برایش جذاب بود.استاد بلند صحبت می کرد و شاگردها از هر طرف اشکال می کردند.
آیات سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خوئی، سید محمود شاهرودی، میرزا باقر زنجانی، ، میرزا حسن یزدی، سید یحیی یزدی و میرزا حسین بجنوردی
از درس آیت الله حکیم و آقا میرزا حسین بجنوردی خوشش می آمد و می خواست بیشتر در نجف بماند .به پدر نامه نوشت اما پدر اجازه ماندن نداد و برگشت.
هجرت به قم
پدر و آیت الله میلانی مخالف رفتن او به قم بودند.اصرار و مخالفت پدر تا ماه ها ادامه پیدا کرد تا شروع سال تحصیلی 1337 که پدر رضایت داد.
به مدرسه حجتیه رفت و با برادر بزرگ ترش هم اتاق شد.پای درس اساتید معروف قم رفت تا استاد درس خارج خود را انتخاب کند. درس حاج آقا روح الله خمینی و شیخ مرتضی حائری را بیش از دیگران پسندید.در درس آیت الله بروجردی هم حاضر می شد.
آیت الله بروجردی مرجع و شخصیت اول قم بود. و جایگاه حوزه را بهبود بخشیده بود. اما ایشان قصد درافتادن با حکومت را نداشت..سید علی پیگیر مسایل سیاسی بود و با نشریه مکتب تشیع مانوس بود.
زبان روز عربی را به کمک طلبه باسواد خوزستانی فرا گرفت. کتاب اشک و لبخند خلیل جبران را نیز ترجمه کرد اما چاپ نشد چون کس دیگری زودتر ترجمه و چاپش کرد.
مدتی در کلاس های زبان انگلیسی سید محمد حسینی بهشتی شرکت کرد. فلسفه را هم پی کرفت و مدتی در ندرس علامه طباطبایی شرکت کرد.