🏠

آیت الله
سید مجتبی حسینی خامنه ای

مقدمه

آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، فرزند حضرت آیت‌الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنه‌ای، سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، از چهره‌های برجسته علمی، حوزوی و فرهنگی جهان اسلام به شمار می‌رود. ایشان از سال‌های نخست زندگی در خانواده‌ای سرشار از علم، تقوا، مجاهدت و خدمت به اسلام پرورش یافت و در سایه تربیت پدر بزرگوار خویش، مسیر دانش‌اندوزی، تهذیب نفس و فعالیت‌های دینی را برگزید.
حضور مستمر در حوزه‌های علمیه، اهتمام به تدریس، پژوهش و تربیت طلاب، همراه با پایبندی به ارزش‌های انقلاب اسلامی، از ویژگی‌های شاخص زندگی ایشان است. این صفحه با هدف معرفی زندگی، سوابق علمی، فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی و ابعاد مختلف شخصیت حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای تهیه شده است تا مخاطبان بتوانند با سیر زندگی، اندیشه‌ها و خدمات ایشان بیشتر آشنا شوند.

کودکی

کودکی

حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی حسینی خامنه‌ای، رهبر عالی‌قدر انقلاب اسلامی (دامت برکاته)، دوّمین فرزند امام مجاهد شهید، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیّدعلی خامنه‌ای (رضوان الله علیه)، در سال ۱۳۴۸ هجری شمسی در مشهد مقدّس دیده به جهان گشود. دوران کودکی ایشان تا سال ۱۳۵۷ در مشهد سپری شد..


خانواده

پدر و پدر بزرگ

پدربزرگ ایشان در ۱۶ آذر ۱۲۷۴ هجری شمسی، برابر با ۲۰ جمادی‌الثانی ۱۳۱۳ هجری قمری، در نجف اشرف متولد شد و در ۱۴ تیر ۱۳۶۵ هجری شمسی دار فانی را وداع گفت. وی از علما و مجتهدان برجسته زمان خود بود.
پدر ایشان امام مجاهد شهید، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیّدعلی خامنه‌ای (رضوان الله علیه) در ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ هجری شمسی، برابر با ۲۸ صفر ۱۳۵۸ هجری قمری و ۱۹ آوریل ۱۹۳۹ میلادی در شهر مقدس مشهد دیده به جهان گشود.
و پس از سال‌ها تحصیل در حوزه‌های علمیه مشهد ، قم و نجف، به درجه اجتهاد نائل آمد. آیت‌الله خامنه‌ای از دوران جوانی در مبارزات علیه رژیم پهلوی به رهبری امام خمینی(ره) حضور فعال داشت و بارها به دلیل فعالیت‌های انقلابی بازداشت و تبعید شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، وی مسئولیت‌های مهمی از جمله عضویت در شورای انقلاب اسلامی، دبیر کلی حزب جمهوری اسلامی، فرماندهی سپاه پاسداران، امام جمعه تهران، نماینده امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع، نماینده مردم تهران در اولین دور از مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری،دو دوره ریاست جمهوری و سپس رهبری جمهوری اسلامی ایران را بر عهده گرفتند.
آیت‌الله خامنه‌ای همواره بر گسترش علم، فرهنگ، عدالت، استقلال، وحدت امت اسلامی و حمایت از ملت‌های مظلوم، به‌ویژه مردم فلسطین، تأکید کرده‌اند. آثار، سخنرانی‌ها و رهنمودهای ایشان در حوزه‌های دینی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، منبعی ارزشمند برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به اندیشه اسلامی به شمار می‌رود.
وی سرانجام پس از سال ها مجاهدت ، در تاریخ 9 اسفند 1404 در مجموعه بیت رهبری در بمباران وحشیانه آمریکا و رژیم صهیونیستی همراه با دختر ، نوه دختری، عروس و داماد خود به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در تاریخ 18 تیر 1405 پس از تشیع باشکوه در تهران، قم، نجف و کربلا در رواق دار الذکر حرم مطهر امام رضا(ع) در مشهد مقدس به خاک سپرده شد.


حضور در دفاع مقدّس

حضور در دفاع مقدّس

ایشان تحصیلات ابتدایی و متوسّطه را به ترتیب در مدارس مشهد و تهران گذراندند و در سنّ شانزده‌سالگی ــ در دوران دانش‌آموزی ــ راهی جبهه‌های حق علیه باطل شدند و در گردان حبیب‌بن‌مظاهر از لشکر ۲۷ حضرت رسول (صلّی الله علیه و آله) و نیز مدّتی در لشکر سیّدالشّهداء (علیه السّلام) حضور یافتند. ایشان در برخی عملیّات‌ها از جمله عملیّات کربلای یک در خط مقدم جنگ شرکت داشتند

رزمنده ناشناس

سردار علی فضلی، از فرماندهان باسابقه‌ دفاع مقدّس، تأکید ایشان در خصوص شناخته نشدن در میان هم‌رزمان را چنین بیان کرده است: «توفیقی بود که مدّتی را در لشکر سیّدالشّهداء (علیه السّلام) در محضر برادر بسیار بزرگوارم آقا سیّدمجتبیٰ بودیم. ایشان در مقطعی که در لشکر سیّدالشّهداء بودند به من توصیه کردند که من را با عنوان "آقای حسینی" خطاب کنید، چون ما برای اداء تکلیف و انجام وظیفه به اینجا آمده‌ایم نه برای نام و عنوان و فخرفروشی.
حضور آقا مجتبی در لشکر 10 بود. آن مقطعی که ایشان در لشکر سیّدالشّهداء بودند، ویژگی‌های زیادی ما از ایشان در آن مدّت دیدیم: توقّعشان همانند یا کمتر از توقّعاتی بود که سایر رزمندگان داشتند؛ هیچ‌گاه ندیدم چیزی بیشتر از دیگر رزمندگان بخواهند و یا حتّی اشاره‌ای بکنند، بلکه کمتر از آن را قانع بودند؛ سعی بر این داشتند که در جاهایی که امکان خطر بیشتری هست حضور داشته باشند و در مکان‌های امنِ تعیین‌شده نباشند؛ رفت‌وآمد و سرکشی به خطّ مقدّم را همیشه جزو مبناها و ملاک خودشان قرار می‌دادند؛
به‌موقع، با بچّه‌ها شوخی و مزاح هم می‌کردند. در مورد اقامه‌ نماز، یک ویژگی خاصّی داشتند؛ سعی می‌کردند هنگامى که جماعت نیست، نماز خود را در جاهاى خلوت و تاریک که افراد کمتر حضور داشتند به جا آورند. ما آنجا چادرهای زیادی داشتیم، امّا ایشان برای نماز و رازونیاز، چادرهای پرت و دور را انتخاب می‌کردند. این حالت در طول مدّتی که ایشان در لشکر بودند تکرار می‌شد و کارِ یک بار و دو بار نبود.

خاطره دیگری از حضور در جبهه جنگ

همچنین سردار شهید نورعلی شوشتری، از فرماندهان برجسته‌ی دفاع مقدّس، در مورد حضور ایشان و برادرشان در یکی از عملیّات‌ها می‌گوید:
آقا سیّدمجتبی ناراحت بود، گفتم چه شده؛ اشاره به عینکش کرد و گفت این شکسته! گفتم این که ناراحتی ندارد، گفت آخر از عملیّات عقب می‌مانم و مدام باید به این مشغول بشوم. این عملیّات خیلی پیچیده بود و احتمال اسارت بعضی از نیروها می‌رفت؛ لذا بچّه‌هایی شرکت کرده بودند که پیش‌گام‌تر از همه بودند. من به دوستانم پنهانی گفته بودم که عینک آقا مجتبی را درست نکنید، تا بچّه‌ها بروند و این‌ها عقب بمانند؛ امّا در هنگامی که من مشغول صحبت با بی‌سیم و انجام کارهای دیگر بودم، ایشان عینک را گرفته بودند و با یک سنجاق موقّتاً درست کرده و راه افتاده بودند به طرف خط. من هر‌چه کردم نتوانستم آن‌ها را نگه دارم و رفتند. بعد با فرمانده لشکرشان تماس گرفتم و گفتم این‌ها دارند می‌آیند، مواظب باش که در خط‌شکنی شرکت نکنند
روز بعد که به منطقه رفتم، دیدم این‌ها روی ارتفاعات قَشَن، جایی که در نوک نقطه‌ دفاعی قرار داشت و در محلّی که هم تخلیه‌ مجروح از آنجا واقعاً سخت بود و هم رساندن مهمّات و آذوقه خیلی مشکل بود، قرار گرفته‌اند. من با برادرمان فضلی صحبت کردم و گفتم آقای فضلی! این دو نفر به جای خطرناکی رفته‌اند؛ شهادتشان مسئله‌ای نیست امّا اگر اسیر شوند، از نظر تبلیغاتی برایمان خیلی گران تمام می‌شود. ایشان گفت من دیشب به آن‌ها گفتم، ولی داوطلبانه رفته‌اند.


تحصیلات حوزوی و اجتهاد

تحصیلات حوزوی و اجتهاد

آ‌یت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای تحصیلات حوزوی را در سال 1364 و در مدرسه آیت الله مجتهدی تهران آغاز کردند و در سال ۱۳۶۸ به حوزه‌ علمیّه‌ قم مشرّف شدند. ایشان دروس سطوح عالی را در محضر حضرات آیات احمدی میانجی، استادی، اوسطی و برخی دیگر از اساتید مبرّز گذراندند.
از سال 1371 در دروس خارج «باب جهاد» امام مجاهد، حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای (رضوان الله علیه)، و خارج فقه و اصول آیت‌الله حاج شیخ مجتبی تهرانی حاضر شدند. در همین مدّت، فراگیری برخی رشته‌های علمی و نیز دوره‌ی تخصّصی زبان انگلیسی را دنبال کردند..

در محضر پیران طریقت؛ هفده سال پرالتهاب

آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای در سال 1376 با بانوی شهید زهرا حدّادعادل ازدواج کردند و همان سال جهت تکمیل تحصیلات حوزوی و کسب فیوضات معنوی، مجدّداً به قم هجرت کردند و در دروس خارج فقه و اصول حضرات آیات وحید خراسانی، شیخ جواد تبریزی، سیّدموسی شبیری زنجانی و شیخ محمّد مؤمن قمی به مدّت هفده سال شرکت کردند.
ارائه‌ تقریرات علمی دروس به عربی و پیگیری نکات علمی از جلسه‌ درس، در قالب اشکال و نقد در ارتباط با اساتید خارج، توجّه ویژه برخی اساتید برجسته‌ را به ایشان در پی داشت. استعداد، تلاش و پشتکار توأم با دقّت و حرّیّت علمی معظّمٌ‌له، نوآوری‌های فراوان و متقن در منظومه‌ علوم و معارف حوزوی خصوصاً در فقه و اصول و رجال را در پی داشته است. برخورداری از مبانی فکری منظّم و منسجم در مجموعه معارف اسلامی و التزام به آن در تولیدات علمی در موضوعات گوناگون، از امتیازات ایشان است.

تسلط بر مکاتب فقهی

تسلّط ایشان بر مکاتب فقهی ـ اصولی شیخ اعظم انصاری، آخوند خراسانی، محقّق نائینی، آقا ضیاء عراقی، محقّق اصفهانی، امام خمینی(ره)، آیات عظام بروجردی، خوئی و شهید صدر (رضوان الله تعالی علیهم) سبب استحکام و غنای مضاعف مبانی علمی تولیدشده توسّط ایشان گشته است.
اهتمام ایشان به آثار اصحاب ائمّه معصومین (علیهم السّلام) و آراء قدما و خصوصاً توجّه به مسئله‌ «ارتکاز متشرّعه‌ عصر معصوم» و نقش بنیادین آن در فرایند استنباط، حائز اهمّیّت است. از جمله‌ جنبه‌های مهمّ شخصیّت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای، ارتباط وثیق با بزرگان اخلاق و عرفان از جمله حضرات آیات بهاءالدّینی، بهجت، کشمیری، شیخ جعفر مجتهدی و طیف گسترده‌ای از اهل معنویّت می‌باشد.

سوابق تدریس و فعّالیّت‌های حوزوی

آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای، در کنار تحصیل، به طور مستمر به امر تدریس فقه و اصول نیز اشتغال داشته‌اند. ایشان تدریس برخی دروس مقدّماتی حوزوی را در حوزه‌ی علمیّه‌ تهران آغاز کردند و پس از توصیه‌ آیت‌الله‌العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای درباره‌ ضرورت تحوّل در حوزه و اهمّیّت کتب شهید صدر، تدریس «معالم» را متوقّف و به تدریس «حلقات اصول» شهید صدر پرداختند.
پس از تشرّف به قم، تدریس «رسائل» و «مکاسب» را در بیت شریف امام خمینی (قدّس سرّه) آغاز کردند و نیز به تدریس کتاب «حلقات» علم اصول پرداختند. تدریس ایشان در سال 1386 به مدرسه‌ علمیّه‌ فیضیّه منتقل شد.
در سال 1387، درس خارج خصوصی ایشان با موضوع «صلاة» در دفتر آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) در قم شکل گرفت. از ابتدای سال تحصیلی 1388، به درخواست شاگردان، درس خارج فقه عمومی و رسمی ایشان آغاز شد. بعد از یک سال، درس خارج عمومی اصول ایشان در سال 1389 رسماً آغاز شد و از ابتدای مباحث اصول تا ابتدای «استصحاب» استمرار یافت.

روش تدریس

ایشان قبل از تدریس، سیر بحث علمی‌شان را مکتوب و مدوّن می‌کردند و بعد از تدریس نیز مباحث فقهی ـ اصولی‌شان به قلم خود ایشان تنظیم شده است که برخی از مجلّدات آن آماده انتشار است. تقریرات علمی دروس ایشان نیز از مدّت‌ها قبل توسّط برخی شاگردان آماده‌ انتشار بود امّا به جهت استنکاف ایشان تاکنون انتشار عمومی نیافته و به دنبال برخی درخواست های مکرّر، صرفا در دسترس برخی خواص و علمای حوزه قرار گرفته است.
از دیگر نکات مهم در تدریس ایشان، اهتمام به شاگردپروری و توجّه ویژه به اشکالات علمی شاگردان بود. پس از درس نیز برخی شاگردان در گفت‌وگوهای طولانی حضوری و غیر‌حضوری، سؤالات و نکات خود را منتقل می‌کردند و با صبر و حوصله و علاقه پاسخ می‌گرفتند. از جمله نکات مهم در سبک تدریس معظّمٌ‌له، توجه به تقویت قدرت نقّادی و تمرین استنباط شاگردان و برنامه‌ریزی برای ارائه‌ علمی برخی فروع فقهی توسّط آنان می‌باشد.

تعطیلی درس خارج

در ابتدای سال تحصیلی ١4٠٢، افزون بر ١٣٠٠ نفر در درس معظم‌له ثبت‌نام کردند. در این شرایط و در نخستین جلسه‌ سال تحصیلی، اعلام خبر تعطیلی درس‌ ایشان همه‌ شاگردان و سایران را در بهت و شگفتی فرو برد. پس از آن تلاش‌ها برای انصراف معظم‌له از این تصمیم آغاز شد از جمله هزار نفر از طلّاب و اساتید قم، در نامه‌ای به محضر امام مجاهد (اعلی الله مقامه الشّریف) درخواست ازسرگیری درس ایشان را مطرح کردند و برخی اعاظم قم هم به طور شفاهی آن را خواستار شدند؛
امّا آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای در دیداری با جمعی از شاگردان قدیمی، علّت تعطیلی درس را مسأله معنویِ غیر قابل ذکر برشمردند و تأکید کردند که در شرایط پساکرونا که درس‌های بسیاری از اساتید برجسته حوزه کم‌رونق یا تعطیل شده است، اینکه درس ایشان با این تعداد پُرشمار برگزار شود وجهی ندارد و از جمع حاضر خواستند که مطالبات عمومی و خصوصی برای آغاز درس را متوقّف کنند. معظم‌له به همان شاگردان فرمودند «طلّاب و فضلای حاضر در درس را به دروس اساتید دیگر راهنمایی کنید.» و «علمیّت»، «انقلابی بودن» و «سلامت نفْس» را از جمله‌ی شرایط استاد تراز برشمردند.

تأسیس مراکز علمی و مدارس فقهی

معظم‌له بعد از استنکاف اوّلیّه، با اصرار دوستان و پس از توصیه‌ رهبر شهید انقلاب به ایشان مبنی بر نگاشتن حاشیه‌ بر «عروةالوثقی»، کار علمی خود را بر این مسئله و بازنویسی دروس فقهی و اصولی‌شان متمرکز کردند. از سوی دیگر، دغدغه‌ تقویت جنبه‌ فقاهت حوزه‌ علمیّه‌ قم بر اساس رویکرد تحوّل‌گرای مدّنظر رهبر شهید انقلاب موجب شد آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای، ضمن پشتیبانی از مؤسّسات و مراکز فقهی انقلابی ــ با سلایق و مشرب‌های علمی مختلف ــ مستقلّاً به تأسیس برخی مراکز علمی و مدارس فقهی اقدام نمایند.
توجّه به مسائل علمی و دغدغه‌های اجتماعی و خصوصاً خدمت به محرومان، موجب شکل‌گیری برنامه‌ای جامع در این مدارس شد که در نتیجه‌ آن، امروز طیفی از عناصر مؤمن انقلابی دلسوز و مردم‌مدار تربیت شده‌اند. احتیاط و دقت فوق‌العاده ایشان مبنی بر عدم محوریّت شخص خودشان و تأکید بر تقویت حوزه‌ مقدّسه و جریان انقلابی حوزوی و نیز تأکید بر محوریّت خطّ فکری و شخصیّت بی‌بدیل حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی (رحمة الله علیه) و آیت‌الله‌العظمی شهید سیّدعلی خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه) و پرهیز از شکل‌گیری برخی رقابت‌های رایج، موجب تحسین بسیاری از بزرگان و گرایش حدّاکثری طیف گسترده‌ای از اساتید و فضلا به این مجموعه‌ها شده است.


سیره اخلاقی

سیره اخلاقی

آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای از توجّه خاصّ پدر برخوردار بودند و در مراتب اخلاق، عرفان و تقوا همواره تحت هدایت و حمایت ایشان قرار داشتند. در همین رابطه، متنی که رهبر شهید در ابتدای کتابی اهدایی به فرزندشان مرقوم فرموده بودند، به‌خوبی گویای این نگاه ویژه است:
بسمه تعالی. این کتاب گران‌قدر را به نور چشم عزیزم مجتبی حسینی اهدا کردم. دعا می‌کنم که خدا به واسطه‌ او به اسلام و مسلمین منفعت برساند و او را هدایت کند و گام‌هایش را استوار و بدون اشتباه قرار دهد و او را از خطاها و لغزش‌ها در قول و عمل، مصون و معصوم دارد. بنده‌ی احقر خدا، علی حسینی خامنه‌ای.
حضرت ‌آیت‌الله‌العظمی سیّدعلی خامنه‌ای همواره فرزندان خود را از توجّه به مادّیّات برحذر می‌داشتند. بر این اساس آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای، زندگی ساده طلبگی را پیشه کرده‌اند؛ علاوه بر این، ایشان در طول سال‌های تحصیل و تدریس در قم و تهران، همواره تلاش داشتند در نهایتِ گمنامی و دوری از شهرت باقی بمانند.

سوابق مدیریّتی و حکومتی

حضرت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای از سال‌ها پیش در خدمت رهبر شهید، گاه به عنوان مجری اوامر ایشان و گاه به عنوان رابط رهبری با مسئولان و نهادهای سیاسی، نظامی، فرهنگی، اقتصادی و غیره فعّالیّت داشته‌اند. تمامی فرزندان رهبر شهید انقلاب فاقد فعّالیّت حزبی و جناحی متداول بودند امّا این امر مانع از آن نبود که رهبر شهید از توان سیاسی و اجتماعی فرزندان خود در انجام امور مربوط به رهبری بهره‌مند شوند.
در عرصه سیاسی و ارتباط با مسئولان نظامی و شخصیّت‌های سیاسی، رهبر شهید از خدمات و توان فرزندشان آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای بهره می‌گرفتند؛ بدیهی است که این امر به معنی دخالت مستقل و جداگانه‌ ایشان در امور کشور نبود، بلکه ایشان به نوعی نقش دستیار در این امور را داشتند و در خدمت پدر بزرگوار خود بودند. همین امر سبب شد که آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای، در طول بیش از بیست سال گذشته، در جریان بسیاری از امور سیاسی، نظامی و اداری کشور قرار بگیرند و در بسیاری از جزئیّات، انتخاب‌ها و تصمیم‌گیری‌های پدر شهیدشان، شاهد، همراه و مشاوری امین باشند.
کسانی که از نزدیک با سبک مدیریّتی رهبر شهید انقلاب آشنایی دارند، تأیید می‌کنند که فرزندان ایشان ضمن پرهیز جدّی از دخالت در امور کشور، دستیارانی امین، مشاورانی مورد اعتماد و خدمتگزارانی همراه برای پدر شهیدشان بودند.

اشراف بر مسائل کلان کشور

اشراف آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای به مسائل کلان کشور و ارتباط نزدیک با بسیاری از کارگزاران ارشد نظام در دوره‌های مختلف و برگزاری جلسات کاری متعدّد، مطالعات گسترده در رشته‌های مختلف علمی، جلسات مستمر با نخبگان و دستیابی به راهکارهای بنیادین در زمینه‌های مختلف از مسائل خرد و کلان عرصه‌ حکمرانی، سرمایه‌ای گران‌سنگ برای ایشان در رهبری انقلاب اسلامی ایجاد کرده است.
ارتباط مستمر با فرماندهان نظامی و رهبران جبهه‌ مقاومت، به‌ویژه سیّدالشّهداء مقاومت، شهید سیّدحسن نصرالله و سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، جنبه‌ مهمّ دیگری از شخصیّت آیت‌الله سیّدمجتبی خامنه‌ای است. مجموعه‌ی این مسائل موجبِ دشمنیِ دیرینه و عمیق آمریکا و رژیم صهیونی با ایشان بوده و تلاش مستمر برای ترور شخصیّتی و حذف فیزیکی ایشان و به عمل آوردن انواع تهدیدات زبانی و عملی برای جلوگیری از انتخاب ایشان به رهبری نظام اسلامی را در پی داشته است که با عنایت حضرت امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)، تمام این اقدامات خصمانه تا کنون ناکام مانده است.


رهبری

رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران

بعد از شهادت مظلومانه آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای در بمباران وحشیانه بیت رهبری در تاریخ 9 اسفند 1404 توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی، مجلس خبرگان رهبری با اکثریت قاطع آرا آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای را به‌عنوان سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران برگزید.
ایشان پس از پذیرش این مسئولیت، بر حفظ آرمان‌های انقلاب اسلامی، تقویت وحدت ملی، استقلال کشور، پیشرفت علمی و فرهنگی، عدالت اجتماعی و حمایت از ملت‌های مظلوم تأکید کردند و با دعوت به همبستگی و استقامت، مسیر اداره نظام را بر اساس قانون اساسی و ارزش‌های اسلامی تعیین کردند.

“Knowledge, faith, and perseverance build civilizations.”
English